
تنهايی اونقدر سخت و طاقت فرساست که از ادم توان زندگی رو ميگيره ... اين روز ها هم ادم های تنها زياد شدن ....ادمايی که دم از تنهايی ميزنن در حالی که خودشونم نميدونن تنهايی يعنی چی ... نه ... مشکل جای ديگست ... چرا اينقدر جوونايی امثال من زياد شدن ... چرا اينقدر ميسوزن و ميسازن ... دنيا کثيفه ... دنياااااااااااا ... روزگار بی رحمه روزگاااااااااااااار ... و من و تو بايد بازيچه ی دست تقدير بشيم و اينجوری اتيش بگيريم ... نميدونم اگه تو رو نداشتم چی کار ميکردم ... تويی که شب تو اغوش پر مهرت با نوازشهای گرمت به خواب ميرم ... تويی که شدی تنها دليل زنده بودنم ... تويی که خيلی وقتها از دستت نالونم ولی با دنيا پول و ثروت و هرچی ديگه که فکرشو بکنی عوضت نميکنم ... تويی که برای من تکيه گاه تنهايی هامی... تويی که نبودنت رويای بودنت و واسم مياره ... تويی که تا مرز جونم دوست دارم ...تنهام نزاااااااااااااااااار...
