ای همزاد!
ای همرنگ!
ای بی من وهمیشه بامن!
یاد تو چون پرستوها
یاچون لک لک های مهاجر
لحظه لحظه به باغ خیالم سفر میکند.
گفتی که هر شب واژهای شعرم را
با اشک مشوئی.
من هم هر لحظه یاد تو را در پریشانی خیال میپیچم..............
ای عطر عاطفه !
گفتی که با شعر من هم سفر یادی
پروازت مبارک باد!
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط شاید یه نفر
|
